تبلیغات
دی ام جی
منوی اصلی
دی ام جی
بهترین نیستم اما((خودمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم))
  • مجید جعفری چهارشنبه 9 مرداد 1398 04:05 ب.ظ نظرات ()
    میدونید آدم از چی میسوزه؟
    .
    .
    .
    .
    از چیزی که داغ باشه.
    به خدا راست میگم
    هر سوالی داشتین بپرسین من در خدمتم
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 مرداد 1398 04:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری یکشنبه 8 مهر 1397 01:51 ب.ظ نظرات ()

    تا حالا وام نگرفته بودم. واسه دوازده تومن دو تا ضامن و هیفده تا سفته و سه تا كلیه و هفتصد تا امضا گرفتن. یكی از ضامنا هم شب میمونه پیششون. تازه امروز زنگ زدن ضامنت یه جا یه میلیون بدهكاره! چطور با این دقت مملكت رو میلیارد میلیارد به فنا دادین؟

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری یکشنبه 27 اسفند 1396 02:07 ق.ظ نظرات ()

    ‏اونی كه همیشه امیدوار كننده ترین

    حرفارو بهتون میزنه تموم راه ها رو رفته

    و از همه ناامید تره ولی دوست

    نداره شما ناامید بشی ؛ قدرشو بدونید ...❤️

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری یکشنبه 27 اسفند 1396 02:05 ق.ظ نظرات ()

    بعضی آدما مثل آهنگای قدیمی میمونن؛همونقدر دوست داشتنی

    دلنشین

    به یاد موندنی...!♥️

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری پنجشنبه 28 دی 1396 03:52 ب.ظ نظرات ()

    شاهـــ

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری چهارشنبه 20 دی 1396 04:49 ب.ظ نظرات ()

    من فکر می کنم

    الکساندر هم عاشق بود

    که تلفن را آفرید

    و گرنه

    به عقل هیچ آدم عاقلی نمی رسید

    که می توان حضور گرم کسی را

    از سیمهای سرد عبور داد

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 دی 1396 04:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری دوشنبه 11 دی 1396 08:27 ب.ظ نظرات ()

    ما را از مرگ می ترسانند ،

    انگار که ما زنده ایم ...!!!

    #شاملو

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری دوشنبه 11 دی 1396 08:21 ب.ظ نظرات ()

    ده روزه هرچی فال میگیرم میگه سفری در پیش داری...

    والا با این وضعیتی که روز به روز دارم بی پول تر میشم فکر کنم منظورش سفر آخرته

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری دوشنبه 11 دی 1396 08:20 ب.ظ نظرات ()

    از کنار مقبره ای می گذشتم

    که روی آن نوشته بود ؛

    اینجا آرامگاه مردی

    راستگو و سیاستمداری بزرگ است .

    این اولین بار بود که می دیدم 2 نفر را در یک قبر

    دفن کرده اند!!!


    #وینستون_چرچیل

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری دوشنبه 11 دی 1396 08:17 ب.ظ نظرات ()

    اموال عمومی فقط سطل اشغال نیست

    والا پول نفتم هست ^_^



    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری یکشنبه 19 آذر 1396 08:11 ب.ظ نظرات ()
    درد معمولی نبودی
    مثل یک سردرد شدیدِ شبانه
    که آرام شوی با یک فنجان قهوه
    یا چند پُک سیگار عمیق!
    درد معمولی نبودی
    مثل خارِ رفته در چشم
    که بشود درش آورد
    که بشود دورش انداخت!
    درد معمولی نبودی
    مثل مرض قلب
    که قرص زیر زبانی داشته باشی،
    که تهش ایستادن باشد، نطپیدن!
    درد معمولی نبودی
    مثل سرطانِ خون
    که درمان و دارو داشته باشی
    که آخرش مرگ باشد!
    درد بودی
    اما نه معمولی
    عشق بودی
    از نوعِ یک طرفه اش!
    آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آذر 1396 08:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری یکشنبه 19 آذر 1396 10:44 ق.ظ نظرات ()
    بعضی از آدم ها به تو فکر می کنند !

    بعضی از آنها به تو توجه می کنند !

    بعضی ها عاشقت می شوند !

    بعضی ها آرزو دارند هدیه شان را بپذیری !

    بعضی ها فکر می کنند که تو برای آنها یک هدیه ای !

    بعضی ها دلتنگت می شوند !

    بعضی ها برای موفقیت هایت جشن می گیرند !

    بعضی ها قدرتت را تحسین می کنند !

    بعضی ها می خواهند فقط با تو باشند !

    بعضی ها حمایت تو را می خواهند !

    بعضی ها می خواهند فقط با تو حرف بزنند !

    بعضی ها تنها می خواهند دستت را بفشارند !

    بعضی ها می خواهند که تو همیشه شاد باشی !

    بعضی ها می خواهند همیشه سلامت باشی !

    بعضی ها برایت آرزوی سعادت دارند !

    و بعضی شانه هایت را برای گریه هاشان !

    و همه احتیاج دارند تا این ها را به تو بفهمانند !

    اما : هرگز , از آرزوی کسی مگریز !!

    شاید این تنها چیزی باشد

    که آن ها در زندگی دارند !!!
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری جمعه 5 خرداد 1396 08:22 ب.ظ نظرات ()
    منواشک وآه وبغض همزادیم :
    #رمضان نزدیک است

    #راستی

    #حسرت تو را $خوردن
    روزه را #باطل نمیکند؟؟!
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری پنجشنبه 4 خرداد 1396 08:42 ب.ظ نظرات ()

    بغض در گلویم سنگینی می کند

     آن قدر گریه کرده ام که دیگر رمق ندارم  پس چرا نمی ترکد ؟

    لعنتی انگار می خواهد بماند تابه کی ؟ندانم!!

    خدایا مگر صبرم چقدر است ؟

    خدایا نمی شود اینقدر مرا سخت امتحانم نکنی ؟

    خدایا این روزها عجیب کم آوردم ...

    خدایا فقط از تو می خواهم کمکم کنی ...

    خدایا در این دنیای فانی تنها مونس و همدمم تویی ...

    با کسی نمی توانم صحبت کنم اماتو همیشه

    حرف هایم را می شنوی

    فقط در حضور تو می توانم گریه کنم و اشک بریزم ...

    تو فقط اشک هایم را می توانی ببینی

    این روزها کسی مرا نمی فهمد و نخواهد فهمید

    خدایا از تو می خواهم صبری جمیل وبزرگ به من عطا کنی

    که همیشه بتوانم سرا پا بایستم

    هیچ وقت در مقابل این بادها نلرزم...

    و هیچ حس کم آوردن در وجودم رسوخ نکند

    خدایا دستانم را همیشه به درگاهت دراز می کنم تا

    هیچ وقت دستانم را رها نکنی

    سر به سجده می گذارم و دعا می کنم

    تا در تواضع حاجتم را برآورده نمایی

    خدایا گله ای نداشتم وندارم ...

    ببخشید فقط کمی دلم پر شده بود

    اگر نمی نوشتم شاید سر ریز می شد

    خدای من شکرت بابت همه ی داده ها و نداده هایت

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 09:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجید جعفری پنجشنبه 4 خرداد 1396 08:32 ب.ظ نظرات ()

    یہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ نمیدونم ڪجاے فلاڹ شهر
    یہ عابر ڪہ اصلا تو حاݪ خودش نبود محڪم خورد بہ مڹ
    گفــتم : هووو !! حواست ڪجاست بابا
    یه نگا بهم ڪرد و آروم گفت:
    عذر میخوام خیلے داغــونم حواسم اصلا نبود..
    منم ڪہ سرم درد میڪنه با آدماے داغوڹ حرف بزنم گفتم : حالا چے شده اینجورے بہ هم ریختہ اے؟
    یه نـــخ سیگار دراورد و فندک زد زیرش گفت:
    تا حالا عاشــق شدے؟
    گفتم هــــۍ ... ڪم و بیش..!
    گفت تا حالا لُـــپت از ندارے جلوش گل انداختہ؟
    گفتم جَوونی و نداریـش دیگه...
    گفت : مڹ عاشق یه زڹ شوهر دارم...
    حرفشو قطع ڪردم !
    گفتم : نگا ڪڹ داداش نداشتیم دیگہ !!!
    تو ایڹ مورد نیستم!
    نگام ڪرد گفت : امروز مُرد ...
    خندیدم گفتم : بهتر بابا راحت شدے حاجۍ
    خیلے ناجوره زڹ شوهر دار خدایـــــے !
    یہ قطره اشک از گوشہ ے چشـمش لــیز خورد و آروم گفت:
    امروز بۍ مـــادر شدم...!


    بعضی چیزا فقط یکبار تکرار میشن !!!!

     قدرشونو بدونیم
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 09:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2